من؟ تو

آینه
و دیدن هنوز تو
وقتی روبه رویش ایستاده ام
آب
و شنیدن صدای تو
وقتی باران می شود و به پنجره می زند
خواب
و بیدار شدن از آغوشت
با گرمی مانده بر شانه هایم
زندگی
و تقلید مو به موی تو
با منی که رفته و
تویی که جامانده

/ 30 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل خونه

سلام پسر جدید البد! وبلاگ جدیدت مبارک

سهبا

خوش به حالتون با اینهمه مهربونیتون ! و خوش به حال مامان مرمری با این دختر و پسر مهربونش . فقط تو رو خدا اگه پسر بدی هم شدین واسه مامانتون همینقدر خوب و مهربون بمونین !

مهتاب

پسر ِ بد ِ جدیدت مبارک تا کور شوند تمام خوبی های دروغین ...

نویسا

زیبا... ساده ... و دلنشین... خوشحالم از آشناییتون. موفق باشید. [لبخند] [گل]

سید مهدی موسوی

مرسی از لطفت با بهترین آرزوها و به امید دیدار در نمایشگاه [گل]

مهتاب

پسر بد که انقدر آروم و بی سر و صدا نمی مونه ! پسر بدی باش ! خط نمی کشی روی در و دیوار اینجا ؟

اذین

حامدجان اگه مایلی میتوانی به وبلاگ من سری بزنی ونظر هم بدهی[نیشخند]مایلی من بهت[تماس]بزنم][زبان]